بالاخره
پس از کش و قوسهای فراوان بازی فینال لیگ برتر شهرستان بین دو تیم گازال و مهر
برگذار شد که در پایان 90 دقیقه تیم گازال توانست با دو گل محمد صالحح جان و سیاوش
چنگالخوش 2 بر صفر تیم مهر را شکست دهد و قهرمان این لیگ که زیادی هم به درازا
کشید شود.
این بازی
که اولین بازی بین این دوتیمبود از
حساسیت های زیادی بر خوردار بود به این جهت که نخستین تقابل دوتیم پس از جدایی
تعدادی از مسئولین و بازیکنان کنونی تیم مهر٬از تیم گازال و تشکیل دادن تیم جدیدی
به اسم تیم مهر شد و عده ای را بر این فکر واداشته بود که ممکن است در هنگام
برگذاری بازی مشکلاتی بوجود آید اما نه تنها مشکلی پیش نیامد بلکه یک بازی جوانمردانه
و زیبا را به نمایش گذاشتند و تماشاگران هم ادب و فرهنگ خود را به رخ عموم کشیدند
و فقط به تشویق تیم خود پرداختند و از توهین به تیم حریف پرهز کردند.
و در
پایان هم کاپ قهرمانی به تیم گازال گازال تحویل داده شد. چند تا عکس از قهرمانی
گازال:
|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 12:10 |
استقلال پرسپولیس+سیاست=فوتبال سیاسی
دیدار استقلال و
پرسپولیس باز هم به تساوی رسید تا باز هم این هواداران میلیونی دو تیم پرطرفدار ایران
باشند که بازنده اصلی لقب بگیرند.
داربی تهران در حالی به آخرین دقایق خود رسید که تماشاگران هر دوتیم علیه
تیمهای مورد علاقه شان شعار می دادند.
در دقایق پایانی
بازی پرسپولیس و استقلال دهها هزار تماشاگر با فریاد " تبانی - تبانی"
نارضایتی خود را از بازی اعلام کردند.
همچنین گروه زیادی
شعار می دادند:"فوتبال سیاسی نمی خواهیم.
براي اولين بار
در تاريخ 41 سال ديدارهاي استقلال و پرسپوليس تماشاگران اين دو تيم در جريان بازي
شعارهايي مشترک سر دادند. هزاران هوادار آبي و قرمزي که ديروز به ورزشگاه آزادي
رفته بودند در دقايق پاياني شصت و هفتمين داربي تهران هنگامي که متوجه شدند يک
مساوي ديگر جلوي چشم آنها رقم خورده با سر دادن شعارهايي همچون «تباني، تباني» و
«فوتبال با سياست نمي خوايم نمي خوايم» اعتراض خود را به سريال تساوي هاي تکراري و
خسته کننده دو تيم نشان دادند. مسوولان فوتبال ايران هرگز نتوانسته بودند طرفداران
اين دو رقيب سنتي را متحد کنند، اما ششمين تساوي پياپي استقلال و پرسپوليس اتحادي
چشمگير و بي سابقه در سکوهاي ورزشگاه آزادي به وجود آورد. از داربي شصت و يکم که
در تاريخ 10 فروردين 1386 برگزار شد ديگر اين ديدار سنتي که قرار است مسابقه يي
پرهيجان باشد، برنده نداشته و جالب اينکه تمام اين بازي ها با تساوي يک - يک به
پايان رسيده است. تنها تفاوت اين بازي با ملاقات هاي قبلي دو تيم اين بود که اين
بار پرسپوليس از حريف پيش افتاد و کار به تساوي کشيده شد.
اينکه در همان
پنج دقيقه پاياني بازي، دو تيم فرصت هاي مناسبي براي گل زدن داشتند و اگر در آن
زمان تيمي گل مي زد حريف نمي توانست از شکست فرار کند، اما تساوي هاي متوالي موجب
شده اين تصور براي بخش عمده يي از تماشاگران اين بازي به وجود بيايد که مساوي شدن
اين بازي يک دستور از بالاست و مسوولان تمايل ندارند طرفداران يکي از اين دو تيم
بازنده از ورزشگاه خارج شوند. حرکت عجيب ميثاق معمارزاده در اواخر بازي هم
نارضايتي و بدبيني تماشاگران دو تيم را بيشتر کرد، در شرايطي که بازي مساوي بود و
دروازه بان پرسپوليس به اتلاف وقت پرداخت و از آن موقع بود که طرفداران دو تيم
فرياد زدند؛ «تباني، تباني». فرياد تماشاگران آنقدر بلند بود که مزدک ميرزايي
گزارشگر بازي هم مجبور شد به آن اشاره کند.
جالب بود تلویزیون
هم این بازی را با 3 ثانیه تاخیر پخش می کرد
بعد از پایان
بازی از نحوه حرکات و رفتارهای برخی از بازیکنان و مسئولان می توان پی به تساوی از
پیش تعیین شده این دیدار برد.جایی که شیث رضایی در پاسخ به تبانی می گوید نمی دانم
فکر نمی کنم! و یا صمد مرفاوی در پاسخ به این سئوال که اگر تبانی نبود، چرا بعد از
گل تساوی آن فشاری را که در عرض 5 دقیقه روی دروازه پرسپولیس ایجاد کردید را تکرار
نکردید، جواب قانع کننده ای نمی دهد و به گفتن اینکه دستم برای تعویض ها بسته بود
قناعت می کند
البته فقط این
مسابقه سیاسی نیست مطمئنا و بدون شک سرنوشت قهرمانی هرسال هم از قبل مشخص
شده!فوتبال کلا یه پدیده سیاسی و اقتصادیه اما تو ایران دیگه زیادی سیاسی هست و سیاست
همرو از فوتبال داره زده میکنه!حتی اگه بگن تبانی نیست میتونیم اینطور بگیم که با
انواع و اقسام تهدید ها در مورد محرومیت و اینجور چیزا این بازی و روحش رو میکشن.
من دراینکه
دستهای بیرون از میدان در نتیجه داربی تاثیر گذار هستند شکی ندارم. همان بحثی که
در انتخابات بنام تقلب شکل گرفت در این داربی ها هم دست دارند. یعنی اصطلاحا مهندسی
تقلب و تبانی ، همیشه شرایط برای این بازی ها خیلی قبل تر از روز و ساعت بازی تعیین
میشه و مشخص می کنه روند بازی به چه شکل انجام شود . و صدالبته عده زیادی هم بدون
ترس و با چهره و عملی آشکار در این گونه رسوایی ها شرکت می کنند . از نظر من سیاست
و سیاسیون دیگه زیادی دارن افکار مردم را تحت تاثیر قرار می دهند.
حضور گسترده نیروهای
لباس شخصی و یگان ویژه نیروی انتظامی، که بصورت کاملا مشهود در میان تماشاگران
مستقر بودند، موجب آن نشد تا در دقایق پایانی بازی تماشاگران شعارهای سیاسی ندهند.
با رسیدن به ۵ دقیقه آخر بازی و نتیجه تساوی دو تیم، بسیاری از تماشاگران که انتظار
نتیجه برد داشتند و این تساوی را یک تبانی بین دو تیم می دانستند شروع به دادن
شعار "فوتبال سیاسی، نمی خوایم نمی خوایم" کردند که همین شعار نیروهای
سرکوب را غافلگیر کرد. نیروهای یگان ویژه به سرعت در پیست دومیدانی استادیوم مستقر
شدند تا جلوی هر گونه اتفاق احتمالی را بگیرند و مامورین از میان تماشاگران شروع
به آرام کردن صدا کردند. صدای تماشاگران به حدی رسید که مزدک میرزایی گزارشگر
مسابقه نیز به آن اشاره کرد. تا پایان بازی شعارهای سیاسی تماشاگران از گوشه کنار
استادیوم همچنان شنیده می شد و برخی گزارش ها از ادامه شعارها پس از بازی و شعارهای
تندتر حکایت دارند.
همچنین در پایان
بازی برای جلوگیری از شنیده شدن شعارهای تماشاگران سیستم های صوتی ورزشگاه به پخش
آهنگ های شاد با صدای زیاد پرداختند.
فیلم؛ حاشیه های
بازی استقلال و پرسپولیس و اعتراض مردم
لطفا به ثانیه
های این فیلم بدقت نگاه کنید در وقتهای اضافه تماشاگران معترض شعار دادند : تبانی
تبانی ..... فوتبال با سیاست نمیخوایم نمیخوایم ..... یا حسین میرحسین یا حسین میرحسین .
از ثانیه 20 تا
23 و ثانیه 56 تا 1:15 و ثانیه 2:31 تا 2:45 شعار دادند : تبانی تبانی .
در ثانیه 2:55
تا 3:30 شعار دادند : فوتبال با سیاست نمیخوایم نمیخوایم
.
و در ثانیه 3:05
سربازان و پلیس ضد شورش در اطراف زمین به حرکت در آمدند تا کنترل اوضاع را در دست
بگیرند .
در ثانیه 3:58
تا 4:15 شعار دادند : یا حسین میرحسین یا حسین میرحسین
.
و در آخر ثانیه
ها 4:45 تا 5:03 شعار دادند : فوتبال با سیاست نمیخوایم نمیخوایم
این فیلم رو هم دانلود کنید که خودش گویای همه چیز هستش:
|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 10:7 |
جناح و مشکلات مالی جوانان برای ازدواج
هرگاه به جوانی
گفته می شود: «ازدواج کن» فورا و بی درنگ، مشکل «امور مالی و اقتصادی» را پیش می
کشد و بعد هم مشکلات دیگری را ردیف می کند.
حقیقت هم این
است که واقعا مشکلات فراوانی سر راه ازدواج وجود دارد که نمی شود آنها را نادیده
گرفت واز کنارش بی اعتناء گذشت؟
اکنون چه باید
کرد؟
بگذارید با آیه
ای از قرآن کریم صحبت خودم را آغاز کنم:
«وأنکحوا الأیامی
منکم... إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله»
جوانان بدون
همسر را همسر دهید... اگر فقیر باشند، خداوند، با فضل و رحمت خود، آنان را غنی و بی
نیاز می کند.
این وعده وتضمین
روشن خداوند است؛ و چه تضمینی مطمئن تر از تضمین خدا؟
این مسأله، برای
بنده کاملا مشخص شده است و با چشم خود، نمونه های فراوانی از آن را دیده ام. حدود
نود درصد از دوستان و آشنایانم، هنگام اقدام به ازدواج، خانه و ثروت نداشته اند و
بعد از ازدواج، خانه دار شده اند. بسیار اندک دیده ام کسانی را که قبل از ازدواج،
خانه و تمکن مالی داشته باشند. الان نمونه های فراوانی از جوانان را می توانم نام
ببرم که بدون داشتن خانه و کمبود وضعیت مالی، ازدواج کرده اند و بعدا خانه دار شده
اند و در امور مالی برایشان گشایش ایجاد شده است؛ اما از کسانی که قبل از ازدواج،
خانه و مال تهیه کرده و بعدا ازدواج کرده اند، فقط دو سه مورد می توانم نام ببرم!
و جالب آن که همین دو، سه نمونه هم، به خاطر تأخیر در ازدواج برای تهیه ی خانه و
پول، دچار زندگی سرد و بی روح و نابسامانی شده اند؛ زیرا: تا خواستند خانه و زندگی
مجلل و... تهیه کنند، دوران نوجوانی و جوانی و «بهارازدواج» گذشت و «فصل خزان» فرا
رسید!
با ازدواج، راه های زیادی به روی انسان باز میشود که پیش از
ازدواج وجود نداشت؛ زیرا انسان، در اثر ازدواج، احساس مسؤولیت بیشتری می کند و خود
را مسؤول اداره ی زندگی جدید و تأمین معاش و حفظ آبروی خانواده می بیند؛ بنابراین،
تمام ابتکار و استعدادهای نهفته و پنهانی خود را به کار می گیرد. چشمه هایی نو، از
درونش می جوشند. لیاقتهایی که تا آن وقت از آنها خبر نداشت، سربر می آورند. نیروهائی
که قبل از ازدواج در درونیش خفته بودند، فوران می زنند. در خود شخصیت جدیدی با
توانهای جدید، می یابد. اتکالش به خداوند بیشتر می شود. و به ناگاه «افقهای وسیع
جدیدی» در برابر دیدگان عقل و جان و فکرش، باز و نمایان می گردند!
در بسیاری از
مؤسسات و شغلها و ادارات و ارگان ها و...، به کارمندان و کارگران متأهل، تسهیلات و
امکانات و مزایائی می دهند که به غیر متأهل ها نمی دهند. مثلا، معلمان و فرهنگیان،
هنگامی که متأهل شوند، از زمین و وام و مزایای دیگری بهره مند می شوند که در بهبود
وضع اقتصادی شان تأثیر فراوانی دارد.
باز باید ابراز
تأسف کنیم از اینکه شهر ما «جناح» اینقدر در عادات و آداب و رسوم جاهلیت فرو رفته
است. درباره ی این موضوع، بسیار سخن گفته شده و می شود. مصلحان، نصیحت می کنند. نویسندگان،
می نویسند. اما دریغا! که در دلهای سخت و آلوده به رسوم جاهلی، کم اثر می کند.
چرا ما اینطور
شده ایم؟ چرا ما که ادعای تدین و تمدن می کنیم و خود را پیرو اسلام می دانیم، اینقدر
از اسلام و تمدن و فرهنگ عالی اسلامی دور افتاده ایم؟ چرا با دست خود، این زنجیرهای
اسارت را به دست و پا و جان خود می آویزیم؟ چرا جامعه ی ما در این باره به این
سرعت به طرف انحطاط وسقوط ارزشهای اخلاقی پیش می رود؟
هزینه ها هر روز
بالاتر می رود. خرجها افزایش می یابد. تشریفات افزون می گردد. چشم و همچشمی ها زیادتر
می شود. حرص و حسدها شدت می گیرد و... خدایا! ما را چه شده است؟!
مگر شأن و آبروی شما بیش از پیغمبر اکرم است؟ از برگزار کردن
ازدواج و مقدمات آن بصورت ساده و بدون تشریفات، کسر شأن است و باعث آبرو ریزی می
شود، پس چطور آن بزرگواران چنین کردند؟ همه ی ما می دانیم که آنان شرافتمندترین
انسانهای کل هستی هستند و هیچ کس در شرافت و شأن و آبرو حیثیت به آنان نمی رسد؛
تمام اثاثیه و مخارج عروسی و زندگی مشترک مبارک آن دو بزرگوار، به پول امروز، حدود
سی هزار تومان می شود.!!
متأسفانه این
تشریفات و رسوم غلط، یک «بیماری فرهنگی و اجتماعی» است که در ما رسوخ کرده و همه
مسؤولند.
چه عیبی دارد که
منزلمان دکور و زرق و برق نداشته باشد؟! چه مانعی دارد که به جای غذاهای رنگارنگ و
گرانقیمت، غذای ساده بخوریم؟ اگر «آبرو» و «شخصیت» به این تشریفات باشد، که شخصیتی
ساختگی و بی اعتبار است و ارزشی ندارد.
حال قضاوت با
شما....
|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت 17:20 |
نکاتی که باید پسران در مورد دختران بدانند(آنچه دختران تمایل دارند پسران بدانند)
تصور شما این است که خانمها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد. اما اگر از دوستان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد.
این میتواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس میکنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگیهای ممتاز انجام میدهید اما خانمها به شما جواب نمیدهند. تصور شما این است که خانمها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.
اما اگر از دوستان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.
کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانمها میرسد، مردهای جناحی فرقی با بقیه مردهای ایران و جهان ندارند. خانمها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت میکند، خیلی سریع عقب میکشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به طرفشان نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی میبینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانمها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.
مردها به صورتهای دیگر هم میتوانند احترامشان را به خانمها نشان دهند. وقتی در را برای خانمها باز میکنند، به آنها صندلی تعارف میکنند در نظر خانمها بسیار مؤدبانه میآید.
با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانمها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی میکنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه میکنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.
به دنبال مشاوره و راهنماییهای معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانمها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب میکنند. آنها تصور میکنند که ایدآلی که خانمها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانمهای زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانمها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه میشوند و بیشتر میتوان به آنها اعتماد کرد.
خانواده تان را دوست داشته باشید. خانمها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه میبینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن میشوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.
ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.
یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور میشدند به دوبی رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشینهای هردوشان را بپردازد.
من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین میکنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدمهایی کوچک هم که به خانمها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده میکنند، هم خوب است.
یکی دیگر از نشانههای میل به ازدواج، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها میخواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیتهای جدید سر باز میزنند. این آدمها باید بدانند که خانمها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند.
پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان میآید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را میشناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند میترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق میشوند.
ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث میشوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری میرسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانمها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که میخواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانمها بوده است.
شما آقایونی که فکر میکنید خانمها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصهها هستند، بدانید که اشتباه میکنید. شما تصور درستی از خواستههای خانمها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید...
|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه سوم مهر 1388 ساعت 14:6 |
من یه جوان جناحی چرا باید واسه قدم گذاشتن در مسیر ازدواج با ......و...... وهزاران تا ؟؟؟؟ روبه رو بشم؟:
بذار از آمدن قرن 21 و تاثیرات آن بر سرزمینی که تازه رنگ ولعاب شهر به خودش گرفته آغاز کنم،این وادی را جناح نام است محیطی که سرشار از 72 ملت و نژاد را به گرد خود جمع آورده... حال کمی حوصله کنید تا تک تک این تاثیرات را با هم مرور کنیم:
از گوشه وکنار می شنیدیم که دوشیزه های جناحی جدیدا نظرات و پیشنهادهای گلپسران جناحی را بدون هیچ دلیل و منطقی و همچنین نادیده گرفتن احساس پاک و گرم و از همه مهمتر گفتن و شنفتن کلمه (أی شادُت بِبِم یا أی شادت بِبَم یا أی خاقُت شِرِن) آنها راوِتُو می کنند... قرن 21 آخر کار خودت رو کردی ؟این تازه اوّلیشه کجاهاش رو دیدی؟ دیگه ازینا گذشته ... یادمه یه دوره میگفتن فلان خانواده دنبال پسرهایی هستند که از یه خانواده فقیر و دارای مدرک دانشگاه سراسری خصوصاً پزشکی باشه...امّا الانه دیگه از این خبرا نیست.چرا؟ باید چراشو از خانواده هایی مثل فرید+ه و آموها ... و امثالُهُم پرسید که این فرهنگ ولایتی را به جامعه پاک جناح خوراندند...آری.. چی بِگم و از کی بِگم؟....آیا اینها یه امتحان الهی هستش یا یه درد فرهنگی که این هیتلرها آن را رواج داده اند؟ بیائید ما جوانان با عقل و درایت و حضور سبزمان در این همبستگی عِرقی و میهنی ، دوباره به همدیگر سلام دهیم و از سر تدبیر ندای (خَش اَندش و خَش اُندِستِش ) سر دهیم... .
با کمی تأمل پنداشتم و بر خود لازم دانستم که از اینجا به بعد تبادل نظر و هم فکر شدن با شما بازدید کنندگان عزیز را ترجیح دهم و همچنین این حقیر خواهشمند است جهت به روز رسانی و ادامه مطلب خصوصا نتیجه گیری منطقی و عاقلانه و عادلانه از این رویداد نا بخردانه در شهر جناح صمیمانه خواستار همکاری می باشیم.
|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 19:16 |
ادعای شگفت انگیز/ناسا زمین را جابه جا می کند!
دانشمندان به منظور جلوگیری از افزایش حرارت زمین شیوه ای غیر طبیعی را کشف کرده اند: حرکت دادن زمین به نقطه ای خنک تر از منظومه خورشیدی. تنها ابزاری که برای انجام این انتقال نیاز خواهد بود چند ستاره دنباله دار در نزدیکی زمین است و پس از آن سیاره زمین در منطقه ای ایمن و خنکتر از منظومه خورشیدی قرار خواهد گرفت.
ایده حرکت دادن زمین به منظور بهبود دادن موقعیت بین سیاره ای زاییده افکار گروهی از دانشمندان ناسا و اخترشناسان آمریکایی است که معتقدند با انجام چنین کاری می توان 6 بیلیون سال دیگر به عمر مفید زمین افزود.
گرگ لاگلاین از مرکز تحقیقاتی امز در این باره معتقد است تغییر مدار زمین نیازمند فناوریهای دور از ذهنی نیست، برای انجام چنین کاری می توان از شیوه ای که اکنون برای منحرف کردن شهاب سنگها و ستاره های دنباله دار استفاده می شوند کمک گرفت.
برنامه ای که توسط این محققان ارائه شده است هدایت کردن یک شهابسنگ یا ستاره دنباله دار است به شکلی که از نزدیک ترین فاصله ممکن از زمین عبور کند در این صورت بخشی از نیروی گرانشی آن به زمین منتقل شده و در نتیجه سرعت مداری زمین افزایش پیدا خواهد کرد. به این شکل سیاره زمین به مداری بالاتر از موقعیت کنونی خود و در فاصله ای بیشتر از خورشید قرار خواهد گرفت.
به گفته دانشمندان ناسا چنین راه حلی در کوتاه مدت می تواند برای جلوگیری از بحران گرمای جهانی بسیار موثر باشد. برای هدایت اجرام کیهانی باید از راکتی شیمیایی استفاده کرده و در زمان مناسب به شهاب سنگ یا ستاره دنباله داری ضربه زد.
بر اساس گزارش گاردین، با این حال برای انجام چنین برنامه ای محاسبات بسیار دقیقی لازم است زیرا یک اشتباه بسیار کوچک می تواند منجر به برخورد جرم کیهانی هدایت شده با زمین شود که بر اساس تخمینها، برخورد جرمی با قطر 100 کیلومتر با زمین با سرعتی در مقیاس سرعتهای کیهانی می تواند زمین را از حیات تهی کند.
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 ساعت 13:47 |
مرگ مشكوك کاپیتان تیم فوتبال اسپانیول اسپانیا
كاپيتان تيم فوتبال اسپانيول بر اثر سكته قلبي شب گذشته در اتاق خود درگذشت.
به گزارش خبرگزاريها از مادريد ، خاركه ۲۶ساله در هتل محل اقامت تيم خود در شهر كوويچيانا در ايتاليا جانسپرد. هم تيمي هايش هنگامي كه وي براي صرف غذا حاضر نشد به سراغ وي رفته و دريافتند كه مرده است .
مرگ خاركه درست دو سال پس از مرگ مشابه آنتونيو پويرتا يك مدافع تيم سويي يا، براثر حمله قلبي رخ داد . پويرتا كه ۲۲سال داشت در ديدار افتتاحيه تيمش در بوندسليگا ناگهان نقش زمين شد و جانسپرد.
ژرمن دلا كروس مدير بخش ورزشي و پزشك ارشد باشگاه اسپانيول گفت: نمي خواهم چيزي را توجيه كنم و بايد تاكيد كنم كه در هر حال مسئول همه چيز باشگاه اسپانيول است اما خاركه هيچ مشكلي نداشت و براي همه ما اين مرگ بسيار مشكوك است و به دستور پليس ايتاليا تا اطلاع ثانوي از دادن اطلاعات بيشتر منع شدهايم. وي افزود: تنها ميتوانم به كشف چند قرص نيروزا روي ميز اتاق او اشاره كنم كه البته ردپايي از اين قرصها در خون او ديده نشده است.
مديرعامل باشگاه بارسلونا در نامهاي از فدراسيون فوتبال اسپانيا خواست علت مرگ كاپيتان تيم فوتبال اسپانيول را هر چه سريعتر مشخص كنند. به گزارش خبرگزاري ماركا، خوان لاپورتا در نامه خود آورده است: علت مرگ دانيل را مشخص كنيد تا هيچ نكته مبهمي باقي نماند. او بازيكن خوشنامي بود و اگر قرار باشد پليس ايتاليا همچنان بر مبهم نگاه داشتن اين ماجرا پافشاري كند از ديد من نوعي توهين به مردم كاتالونيا به حساب مي آيد. وي در ادامه آورده است: خود را در غم مردم بارسلونا شريك مي دانم و اميدوارم مراسم باشكوهي را در نيوكمپ با هماهنگي با باشگاه همشهري اسپانيول برگزار كنيم.
دانيل خاركه كاپيتان اسپانيول اسپانيا متولد سال 1983، از سن 12 سالگي وارد باشگاه اسپانيول شد و در تيم هاي پايه خوش درخشيد تا اينكه در تيم اصلي به عنوان يك بازيكن با اخلاق و تاثيرگذار شناخته شد. او در تيم ملي زير 19 سال و زير 21 سال اسپانيا نيز يك مهره اثرگذار بود و براي اسپانيول حكم رابط بازيكنان با مديريت را داشت. خاركه دوست صميمي رائول گونسالس بلانكو بود و بارها در كنار رائول براي كمك به كودكان سرطاني پيش قدم شد. هنوز علت ايست قلبي اين بازيكن مشخص نشده است.
|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 11:9 |
شرایط معافیت خدمت سربازي
براساس دستورالعملهاي ستاد كل نيروهاي مسلح و تاييديه رهبر معظم انقلاب اسلامي مدت خدمت سربازي از خرداد سال جاري كاهش يافت و معافيتهاي خاصي نيز براي فرزندان شهدا، ايثارگران، جانبازان، رزمندگان و حتي فرزندان كساني كه در دوران دفاع مقدس در منطقه عملياتي به عنوان سرباز خدمت كردند در نظر گرفته شده است.
براساس همين دستورالعملها فرزند چهارم يك خانواده، فرزندان رزمندگاني كه سابقه 30 ماه حضور در جبهه داشته باشند يا فرزند افرادي كه در دوران دفاع مقدس 30 ماه در منطقه عملياتي بودند معاف ميشوند و حتي اين معافيتها به دامادها و نوههاي آنها نيز تسري يافته است.
جیوتی آمجه 15 سال دارد ولی علناً کوچکترین دختر روی کره زمین نام گرفته است.
کوچکترین دختر دنیا
او که در ناجپور هند زندگی میکند، از یک نوع بیماری عجیب نانیسم رنج میبرد که باعث شده قد او از 50 سانتیمتر بیشتر رشد نکند.
جیوتی نصف یک کودک دو ساله به نظر میرسد و در شهری که در آن زندگی میکند با او مثل یک شخصیت مهم و سلبریتی برخورد میشود. جیوتی که حالا به تمامی برنامههای تلویزیونی مهم در سراسر دنیا راه یافته، آرزو دارد بازیگر شود و خیلی از هموطنان او در هند او را به عنوان یک الهه میشناسند و حتی پرستش میکنند.
او در این رابطه به خبرنگاران گفته است: «وقتی من سنم را به مردم میگویم، آنها باور نمیکنند. وقتی سه سال داشتم، فهمیدم که با بقیه کودکان فرق دارم، فکر میکردم که همه از من بزرگتر هستند و من هم باید بزرگتر بشوم.»
کوچکترین دختر جهان
جیوتی با یونیفرم مخصوص خود که خاکستری است در مدرسه و در کنار دیگر هم سن و سالهایش حاضر میشود و حتی یک میز مخصوص خیلی کوچک برای خود دارد، اما در کنار همکلاسیهایش مثل یک عروسک کوچک است؛ «من از اینکه کوچکترین شاگرد کلاس هستم به خودم افتخار میکنم. از اینکه همه به من توجه خاصی دارند خوشم میآید.
از اینکه کوچکتر از همه هستم نمیترسم و افسوس نمیخورم. من مطمئنم هستم که آدمهای زیادی روی کره زمین مثل من وجود دارند. من هم یک نفر مثل بقیه هستم. مثل شماها غذا میخورم و رؤیا میبینم. اصلاً خودم را با بقیه متفاوت نمیدانم.
جیوتی اصرار دارد که خیلی عادی زندگی کند و برای همین مثل همه هم سن و سالهایش به مدرسه محل خود میرود؛ «قبلاً کمی میترسیدم و بیرون نمیرفتم ولی الان دوست دارم بیرون بروم و با مردم ارتباط برقرار کنم.
وقتی برای بار اول مدرسه رفتم، همه از من بزرگتر بودند و برایم خیلی عجیب بود ولی الان مشکلی ندارم و از این شرایط خوشم میآید. من یک میز و صندلی جدا از بقیه دارم که برای من ساختهاند، ولی یک دانشآموز معمولی هستم. دوست دارم در آینده یک بازیگر شوم. دوست دارم در فیلمها بازی کنم.»
او حتی تا امروز در یکی از ویدئوهای میکا سینگ ستاره هندی هم شرکت داشته است.
|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 22:16 |
مرگ آخرین بازمانده تایتانیک
ایسکانیوز ـ لیلیان گرترود آسپوند، آخرین بازمانده کشتی تایتانیک در 99 سالگی جان سپرد. به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز، لیلیان که طی آخرین روزهای عمرش در شرز بری زندگی میکرد هنگام غرق تایتانیک فقط پنج سال داشت. بر اثر این حادثه، دریا قربانگاه پدر و سه برابر لیلیان شد و مادرش که هرگز نتوانست فاجعه را فراموش کند در پنجاه و دومین سالگرد غرق شدن تایتانیک، به شوهر و پسرانش پیوست. آخرین بازمانده کشتی تایتانیک که تمامی حوادث آن روز شوم را جزء به جزء برای خبرنگاران تعریف کرده بود سرانجام دیروز در 99 سالگی به خواب ابدی رفت. گزارش ایسکانیوز میافزاید: تایتانیک سال 1912 میلادی در آبهای تایتانیک آتلانتیک شمالی به دنبال برخورد با کوه یخ غرق شد و یک فاجعه مرگبار تاریخی لقب گرفت.
|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 22:2 |
من کیستم؟
۱
۲
این عکس ها را شناسایی کنید.
|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 21:35 |